همه‌ی پروژه‌ها

طراحی و اجرا

ویلای روح‌افزا

روح‌افزا، دماوند

روایت پروژه

وقتی به این پروژه در روستای روح‌افزای دماوند رسیدیم، کار نیمه‌تمام مانده بود. روی زمینی بیش از ۳٬۰۰۰ مترمربع، بنایی از سیمان سفید با نمایی مدرن ایستاده بود؛ خوش‌خط و تمیز، اما سرد. انگار جای دیگری ساخته و اینجا گذاشته شده بود، میان کوه و درخت و صدای رودخانه. کار ما آشتی دادن این دو بود.

باقی راه را، از اجرا تا فینیشینگ و تحویل نهایی، کنار مالک رفتیم. هیچ جزئی از کاتالوگ‌ها یا از روی ویلاهای دیگر انتخاب نشد. هر تصمیم از نیازهای خود او شروع شد و فقط برای همین خانه شکل گرفت.

زمین شیب تندی داشت و راه ساده، پله بود. اما این باغ آخر هفته‌ها میزبان پدر و مادر مالک هم هست. می‌خواستیم قدم زدن در این باغ برای آن‌ها هم به همان اندازه آسوده و دلپذیر باشد. پس مسیری منحنی کشیدیم که بی‌هیچ پله‌ای، آرام و پیچان، از میان باغچه‌های باغ میوه بالا می‌رود. هر جا مسیر نفسی تازه می‌کند، میدانگاهی کوچک جا گرفته است. در یکی از آن‌ها زیتونی چندصدساله نشسته؛ بن‌سایی که از جای دیگری به این باغ آمد و حالا انگار همیشه اینجا بوده است. خواهر کوچک‌ترش را در باغچه‌ی مقابل اتاق خواب همکف کاشتیم تا صبح‌ها اولین چیزی باشد که از پنجره دیده می‌شود.

باغ دو در دارد، یکی از گذر بالا و یکی از گذر پایین، که به اندازه‌ی یک طبقه با هم اختلاف ارتفاع دارند. پارکینگ از در پایین باغ وارد می‌شود و پایین‌تر از تراز محوطه و استخر قرار دارد. سقف آن را با اسکلت فولادی ساختیم و آن‌قدر پایین نگهش داشتیم که منظره‌ی کوه را از ویلا نگیرد. روی این سقف، دکی ۲۵۰ مترمربعی شکل گرفت که هم از باغ و هم از کنار استخر به آن راه هست. دورش را سبز کردیم: سرو و یاس، درختچه‌های تزیینی، و چند باغچه‌ی سبزی خوردن، چون خانه باید بوی زندگی هم بدهد. روزها اینجا زمین بازی بچه‌هاست و شب‌ها جایی برای نشستن و آرام گرفتن، روبه‌روی کوه، با صدای رودخانه‌ای که از همان نزدیکی می‌گذرد.

کنار خانه، استخر جا گرفت، با تأسیسات و تصفیه‌خانه‌ای که دور از چشم کارش را می‌کند.

برای روزهای برفی هم فکری کردیم تا بودن در باغ به فصل گرم محدود نماند. آلاچیقی شیشه‌ای با گرمایش ساختیم که می‌شود در آن نشست و بارش برف را بر باغ تماشا کرد. سقفش هم باز می‌شود؛ شب‌ها اگر دلشان خواست، آن را کنار می‌زنند تا آسمان پرستاره‌ی روستا بالای سرشان باشد و پایین‌تر، چراغ‌های روح‌افزا که یکی‌یکی روشن می‌شوند.

و آب، که هیچ‌جای این باغ از آن خالی نیست. آب‌نمایی با نشیمنی کنارش و دیواری که آب آرام از رویش می‌لغزد. از همان‌جا جوی باریکی راه می‌افتد و تا انتهای آلاچیق می‌رود. آبش مدام در گردش است و نمی‌ایستد، مثل خود زندگی در این باغ.

پروژه‌ای در پیش دارید؟

در جلسه‌ی اول رایگان، تصمیم‌های کلیدی پروژه‌تان را با هم مرور می‌کنیم.